افسردگی ( depression ) یکی از بیماریهای روانی می باشد که هر فردی ممکن است آن را تجربه کرده باشد . این بیماری یکی از قدیمیترین بیماریهای شناخته شده است که برای اولین بار بقراط  در 400 سال قبل از میلاد از آن تحت عنوان« مالیخولیا » یاد کرده بود . به لحاظ تاریخی ، افسردگی از دوران باستان به عنوان یک بیماری رایج با نام های مختلف توصیف شده است . بسیاری از متون اساطیری و مذهبی به بررسی و توصیف این بیماری پرداخته اند که این تحلیلها موجب شناخت بهتر از ماهیت آن شده است . امروزه بیشتر دانسته های علوم رفتاری از طبقه بندی این اختلال با عنوان  اختلالات خلقی ( Mood Disorder ) ، برگرفته شده از تلاشهای پزشکان یونان و رم باستان می باشد که برای اولین بار به توصیف این بیماری با عنوان « مالیخولیا » و « مانیا » پرداختند . مالیخولیا در لغت به معنای « مالیخ » نشان دهنده تغییر در اخلاط چهارگانه و غلبه سودا معنی شده است . اصطلاح اخلاط چهارگانه اشاره به نظریه بقراط دارد . او معتقد بود بدن از چهار حالت مزاجی ، دموی ، بلغمی ، صفراویی و سودایی تشکیل شده است که هریک از این عناصر با غلبه خود بر بدن می توانند حالت مزاجی یا خلقی خاصی را شکل بدهند . او افسردگی را نتیجه غلبه سودا می دانست . همانطور که ذکر شد بقراط پدر علم پزشکی افسردگی به معنای امروزی را با دومفهوم پریشانی و مالیخولیا عنوان کرد. او مالیخولیا را با حالاتی چون بیزاری از غذا ، غم و اندوه ، بیخوابی ، تحریک پذیری و بیقراری توصیف نمود . با نگاهی دقیق بر تعبیرات بقراط می توان علائم کلاسیک یک اختلال افسردگی را ترسیم نمود . پس از بقراط ، جالینوس ( 131 – 201 م ) ، مالیخولیا را ترس و افسردگی حاصل شده از زندگی همراه با تنفر و دشمنی از دیگران تعریف کرد . پزشکی یونانی و رومی تنها به شناخت علایم مالیخولیا در شکل ترس ، بدگمانی ، پرخاشگری و تمایل به مرگ نپرداختند بلکه به عوامل نامتعادل محیطی ، از جمله مصرف بی حد و اندازه شراب ، آشفتگی قوای شهوانی و اختلال چرخه خواب نیز به عنوان عوامل تسهیل کننده این اختلال اشاراتی داشته اند . تعاریف و اصطلاحات متعدد دانشمندان تا آنجا ادامه یافت که در سال 1621 رابرت برتن (Robert Burton’s ) با انتشار کتابی با عنوان « آناتومی مالیخولیا » به تشریح افسردگی پرداخت . مقارن با قرن 19 تلاشهای متعددی به منظور توصیف جنبه های مختلف ارتباط میان مالیخولیا و مغز صورت گرفت که ماحصل این تلاشها شکل گیری اختلال افسردگی با معنای امروزی بود . برخی از پزشکان برجسته از جمله : ساموئل توک ( 1813 ) ، اسکیرول ( 1820 ) و هنری مادزلی ( 1868 ) به بررسی علل بیماری ، ماهیت و چگونگی بروز علایم پرداختند که نتیجه تلاشهای این افراد ، سرآغاز پیدایش مجموعه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی بود . با توجه به تاریخچه افسردگی اگر بخواهیم بدون در نظر گرفتن طبقات یا ملاکهای تشخیصی تنها به علایم این اختلال بپردازیم  می توان افسردگی را شا مل : احساس غم و اندوه در تمام طول روز ، خستگی و فقدان انرژی  ، احساس یاس و ناامیدی ، احساس گناه شدید ، فکر کردن در مورد مرگ و خودکشی ، عزت نفس پایین ، مشکل در تصمیم گیری ،  مشکل در تمرکز و حافظه ،بیخوابی و گاه تمایل زیاد به خوابیدن ، کاهش اشتها و در مواقعی افزایش اشتها همراه با کاهش وزن و گاه افزایش وزن ، کاهش میل جنسی و نشانه های جسمانی از قبیل اختلال گوارش ، دردهای مفصلی و سردرد . علائم ذکر شده حداقل باید درطول دو هفته ادامه پیدا کنند و مشکلات قابل ملاحظه ای را برای فرد ایجاد کنند تا ملاکهای لازم یک اختلال افسردگی را شامل شود .  افسردگی می تواند مشکلات زیادی را در زمینه شغلی ، روابط خانوادگی ، تحصیلی ، روابط بین فردی و اجتماعی ایجاد کند که علاوه بر مشکلات ذکر شده این بیماری ممکن است به دلیل همراه بودن با افکار خودکشی فرد را به کام مرگ بکشاند . سازمان جهانی بهداشت ( WHO ) افسردگی را دومین اختلال مهم پزشکی تا سال 2020  تعیین کرده است که این مسئله نشان دهنده شیوع فراوان این اختلال در میان جوامع می باشد . آمارهای بدست آمده از انیستیتو ملی بهداشت روان ( NIMH ) در سال 2005 نشان داد که 9 / 29 میلیون نفر از جمعیت بالای 18 سال در آمریکا مبتلا به یکی از اختلالات خلقی هستند که از این جمعیت 8 / 14 میلیون مبتلا به افسردگی اساسی می باشند .   نتایج برخی از مطالعات انجام گرفته در زمینه تفاوتهای جنسیتی در شیوع این اختلال نشان داده است که زنان در مقایسه با مردان بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند که این تفاوت را می توان با تغییرات زیستی و هورمونی تبیین کرد . متخصصان معتقدند افسردگی علل متعددی دارد که میتوان به مجموعه ای از عوامل زیستی ، روانشناختی و اجتماعی اشاره کرد . امروزه بیشتر متخصصین علوم اعصاب به نقش انتقال دهنده های عصبی از جمله سروتونین ( Serotonin ) ، نور اپی نفرین ( norepinephrine ) ، مونوآمین ( Monoamine ) و گابا ( GABA ) در شکل گیری این اختلال اشاره کرده اند که در کنار آنها روانشناسان نیز به برخی از عوامل مستعد کننده از جمله ، استرس های محیطی ، اضطراب ، فقدان و طرد ، ناکامی ، مهارتهای اجتماعی ضعیف ، روابط میان فردی معیوب ، اشاره کرده اند . افسردگی بیماری خطرناک و غیر قابل درمانی نیست ، بلکه همانند دیگر بیماریها با پیگیری مداوم و کمکهای بیمار در جهت دنبال کردن فرایند درمان نتایج مثبتی را به همراه دارد . درمان های رایج افسردگی به دو دسته کلی : درمانهای جسمانی یا دارویی و درمانهای روانشناختی طبقه بندی می شوند که طبق بررسیهای به عمل آمده توسط متخصصین بهداشت روانی ترکیب درمانهای دارویی و روانشناختی می تواند نتایج مطلوبی را به همراه داشته باشد .  البته لازم به ذکر می باشد که علائم فوق تنها زمانی می تواند بیماری محسوب شود که ناراحتی زیادی در زندگی روزمره ایجاد کرده باشند و تا زمان مشخص پایدار بمانند که برای تشخیص نهایی مشورت با متخصصان امور روانی مانند روانپزشکان و روانشناسان بهتر از هر حدس و گمانی می تواند موثر واقع شود .

جهت مطالعه بیشتر :

http://www.nimh.nih.gov                                                    انیستیتو ملی سلامت روان

http://www.who.int/en/                                                    سازمان بهداشت جهانی